من یک دختر 6 درجه است و دو دختر دختر در کودکستان. 6 درجه دختر در مدرسه ابتدایی زندگی ، من را از طریق دردناک 4 سال رفت. این است که "زورگویی" مشکل است. فرزند دختر آرام آرام و زیاد هم در مدرسه صحبت نیست. یک زمان ، کودکان محله و به من آموخت که چیزهایی را که دختر من این است که bullied. اگر در جمعیت مدرسه ، من می توانم ، و نه شنیده ام که رفتن به مدرسه به تنهایی.
دختر قلدری
من در 6 درجه و دختر بود ، و دختر از دو دختر مهد کودک. 6 درجه دختر در مدرسه ابتدایی زندگی سختی بود خود را از طریق 4 سال است. این است که "زورگویی" مشکل است. بچه ها آرام و ساکت دختر ، آیا سخن چندانی در مدرسه. یک زمان ، کودکان محله و به من آموخت که چیزهایی را که دختر من این است که bullied. اگر در مدرسه ، من نمی توانم گروه ، من شنیده ام که رفتن به مدرسه به تنهایی.
گفتم : دخترم ، "بله ،" فقط سر اشاره میکردند و به بحث بیشتر نیست. علاوه بر این ، قلدری رفت به ساختن. یا چیزهایی نوشته تند و زننده در جاده و کفش هستند Kakusa ، "کار شما منتقل چهره" یا "به مدرسه آمد ،" یا ، در بدترین حالت ، دختر Tsuredashi ، کودک در خانه شده اند و یا ایستاده برای ساعت ، قلدری است فروکش ندارد. آیا معلمان آگاه باشید که کودکان و والدین خود عذرخواهی می آمد ، فقط برای تناسب زورگویی های آغاز شده در حالی که دوباره به زودی. دختر من و دیگر دعا به خدا که حتی ضعیف پایان. در همین حال ، چیزی غیر معمول است به بدن او رخ داده است. یک روز صبح ، ما اجازه ورود به مدرسه ، من را بازیابی کند.
روز بعد ، جبران خواهد شد و تبدیل به سردرد می گویند صبح روز بعد. من و غیر طبیعی مغز در بیمارستان انجام آزمون است. من که آن را از بیمارستان ولی استاد روحانی آمد گفته شد. من "می دانستند" و فکر. هنگامی که گفت : به مشورت روانپزشک متخصص در معلم کودکان ، من تشخیص داده شده ، من که دخترم اومد به حد گفته شد. در حال حاضر در نهایت به مواد مخدر رفتن. داروها هر روز ، دخترم به حال به کچلی منطقه ای ، به مدرسه برود و نمی توان گفت که به اندازه کافی وجود ندارد از مدرسه در طول 3 ماه بود.
بازرگانی پیروزی اماکن
شروع کردم به دعا به خدا و دختر او را دوباره نماز خانواده ، دعا کنید برای کسانی که بستگان شما را برای دعا برای افرادی که در کلیسا بود ، بسیاری از شفاعت وجود دارد. در حال حاضر به مدرسه برود و من در حالی که کمی انتخاب کنید. قلدری کودکان شد دختر او را به نزدیک قرار بود. در حقیقت ، کودک بود bullied و قلدری از گروه. وقتی که من رفتم به بلند کردن دختر من بود راه رفتن به تنهایی در کودکی است که bullied.
من گفتم : "و من احساس تاسف می گفت :" دخترم ، من و گریه با صدای بلند. من شروع به ببخش کودک درون او. من با حق شناسی به خدا پر شده بود. یک روز مادرش آمد به خونه من و بچه ها bullied. این معذرت خواهی صادقانه که من واقعا ببخش لطفا دختر من بوده است تا کنون. همچنین ، آنها می دهند ، اما امیدواریم که همه چیز را با کودکان می باشد.
من فکر کردم من چیزی شبیه به آن است که مناسب. اما لبخند او و "بله" و گفت :. پیروزی پیروزی است. او در مدت 4 سال سخت ، برای اطلاعات زیادی را از خدا ، آموزش ، و مهمتر از همه عشق خدا ، آرامش ، شفا ، آمرزش داده می شود. در حال حاضر ، پیش از دختر 6 درجه بود با مهربانی به خدا در دوستان بچه شاد که تکیه کاملا متفاوت تبدیل کنند. دختر من بود قادر به گرفتن پیروزی قانع کننده ای در پیروزی از خداوند است.
برای کسانی که با ما بوده اند به نام خدا با توجه به کسانی که خدا را دوست دارم به شما می تواند کار خوب همه شما می دانید خدا. فصل 28 ، بخش 08 ، نامه به رومیان
Keiko Nagato


















































خدا عشق است.